سرای دانش

مشکلات تحصیلی متداول در بین دانش آموزان (بخش دوم)

در بسیاری از کودکان و نوجوانان توانایی‌های بالقوّه برای عملکرد تحصیلی بهتر و کسب موفّقیّت وجود دارد امّا آمارها نشان می‌دهد هر ساله عدّه‌ی قابل توجّهی از دانش‌آموزان دچار افت تحصیلی، مردودی و مشکلات ناشی از آن می‌شوند.

انواع اختلالات یادگیری

کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری ممکن است در یکی یا چند مورد از زمینه‌های زیر دچار مشکل باشند:
*
اختلال در زبان گفتاری
* اختلال در زبان نوشتاری
* اختلال خواندن
* اختلال در حساب
به عبارتی ممکن است کودکی در همه زمینه‌های فوق به جز یک زمینه عملکرد خوب و مناسبی داشته باشد، ولی در یک زمینه دچار مشکل شود و به این ترتیب همپوشی‌های مختلفی در زمینه‌های یاد شده ممکن است اتّفاق بیفتد.

مشکل در خواندن

ویژگی اصلی اختلال خواندن، کاستی درمهارت‌های خواندن است که با هوش پایین و مشکلات آموزشی قابل توجیه نیست. کودکان مبتلا به این اختلال در موقع خواندن متون مختلف، اشتباه‌های متعدّدی مرتکب می‌شوند که با حذف، افزودن و دگرگون کردن کلمه‌ها مشخص می‌شود. هم چنین این کودکان در تفکیک شکل و اندازه حروف به خصوص حروفی که از نظر جهت یابی فضایی و طول خطوط متفاوتند، اشکال دارند. سرعت خواندن آن‌ها کم و با حدّاقل فهم همراه است و هر چند در بعضی از آن‌ها توانایی رونویسی از روی متن چاپی را مشاهده می‌کنیم، اما تقریباً همه‌ی ‌آن‌ها در هجّی کردن ضعیف هستند. در افرادی که اختلال در خواندن دارند ( که به آن خوانش پریشی هم می‌گویند ) بلند خوانی با تحریف، جانشین سازی یا حذف اصوات همراه است و خواندن چه با صدا و چه بدون صدا با کندی و خطاهای استنباطی مشخص می‌شود.
خواندن کودکان مبتلا به این اختلال نمودهای متعدّدی دارد مثلاً حروف یک کلمه را پس و پیش، از وسط یا آخر کلمه می‌خوانند. صدای حروف را به خوبی به یاد نمی‌آورند در فراخوانی و به یاد آوردن، ردیف کردن حروف چاپی و کلمات، پردازش دستورالعمل‌های پیچیده‌ی ‌دستوری، استنباط و استنتاج مشکل دارند. در نتیجه از نوشتن و خواندن دل خوشی نداشته، اعمال مربوط به خواندن اضطرابشان را افزایش می‌دهد. شکست‌های مستمر و یاس ناشی از آن احساس شرم و حقارت آن‌ها را دامن می‌زند و با گذشت زمان و عمیق‌تر شدن این احساس به سمت افسردگی یا پرخاشگری گرایش پیدا می‌کند. در این گروه از کودکان، تجربه‌ی ‌شکست‌های مکرّر تحصیلی تردیدهای‌شان را در مورد ناتوانی خود به یقین مبدّل ساخته و به دلیل گسترش این خود پنداری محتاج مداخله درمانی می‌شوند.

مشکلات اختصاصی این گروه در خواندن عبارت است از:

  1. اشتباه تشخیص کلمات مشابه غار و غاز چای و جای
  2. حدس زدن کلمات با در نظر گرفتن حروف ابتدا و انتهای کلمات
  3. وارونه خوانی کلمات مانند روز به جای زور
  4. مشکلات شدید در هجّی کردن کلمات
  5. بی‌میلی و انزجار از یادگیری خواندن
  6. دشواری‌ها در زمینه‌ی ‌تشخیص جزء از کل

مشکل در ریاضیّات

اختلال در ریاضیّات به عنوان یکی از اختلال‌های مهم یادگیری نوعی ناتوانی در سازمان دهی مهارت‌های مربوط به ریاضیّات است که با سه اختلال مهارت‌های مربوط به ریاضیّات، یعنی، یادگیری لغات مربوط به ریاضی و اعمال کلامی آن، توانایی تشخیص و فهم نمادها و مرتبه‌ی ‌اعداد ( مهارت‌های ادراکی )، انجام اعمال اصلی و دنبال کردن توالی اعمال اصلی ( مهارت‌های حسابی )، و کپی صحیح رقم‌های و مشاهده‌ی ‌درست نمادهای عملیاتی ( مهارت‌های توجّهی ) پدیدار می‌شود.
هر چند کمبود مهارت‌های مربوط به ریاضیّات در انواع خاصی از این اختلال در سال‌های نخست مدرسه آشکار می‌شود، اکثر این کودکان را می‌توان در سال‌های دوم یا سوم دبستان تشخیص داد. مشخصات بالینی این اختلال با نقص کودک در دستیابی به مفاهیم اصلی اعداد مانند شمارش یا جمع با توجّه به انتظارات سنّی و هوشی فرد آشکار می‌شود که البتّه ممکن است به مدد حافظه‌ی ‌فرد مبتلا و پیشرفت‌های طوطی وار در ریاضیّات، تا پیچیده شدن ا عمال ریاضی و مطرح شدن روابط خاص عددی، فضایی و ا نتزاعی تشخیص داده نشود. این اختلال اغلب با اختلال هایی همانند اختلال در خواندن و کلمه بندی نوشتاری، زبان، تلفّظ، توجّه، حافظه و مشکلات رفتاری در حدود 6 سالگی تشخیص داده می‌شود.
باید درنظر داشت که تشخیص و شناسایی مشکلات مربوط به ریاضیّات به آسانی مشکلات مربوط به خواندن نیست، به ویژه این که درکودکان مبتلا به فلج مغزی و عقب ماندگی ذهنی این علایم نشانه‌های شایعی هستند. خصوصیات فرعی این اختلال شامل تأخیر در شاخصه‌های رشد، مشکلات آموزشی در زمینه‌های غیر از حساب و مشکلات و پیامدهای رفتاری - هیجانی است که متعاقب پایین بودن این مهارت‌ها مشاهده می‌شود و خود به گسترش اختلال کمک می‌کند. ضعیف پنداری خویش، افسردگی و ناکامی به عنوان پیامد این اختلال ممکن است منجر به تردید در ادامه‌ی ‌تحصیل، گریز از مدرسه یا اختلال سلوکی شود.

از آن جایی که ماهیّت نسبتاً انتزاعی حساب و هم چنین ماهیّت انتزاعی سایر شاخه‌های ریاضی و یادگیری آن مستلزم برخورداری از توانایی‌های شناختی متفاوتی است، در تشخیص گذاری کودکان مبتلا به این اختلال باید روشن کرد که آیا این علایم منحصر به فرد یکتا هستند یا خصوصیتی توأم با دیگر اختلال‌ها به شمار می‌آیند. تشخیص قطعی این اختلال تنها پس از اجرای آزمون‌های استاندارد شده و کسب نمراتی که به طور قابل ملاحظه‌ای کمتر از انتظار و پایین‌تر از توانش‌های هوشی و سطح آموزش کودک هستند، امکان پذیر است.

مشکلات تحصیلی متداول در بین دانش آموزان (بخش دوم)

مشکل در نوشتن

به طور کلّی نوشتن، یک فرایند پیچیده است که به رشد ذهنی و مهارت‌های حرکتی و بینایی نیاز دارد. کودکانی که مشکلات تحصیلی دارند علی رغم برخورداری از هوش طبیعی، بسیار بد می‌نویسند. محقّقان بر این باورند که بد نویسی دراین کودکان معمولاً به دلیل عدم هماهنگی‌های حرکتی در آنان است. به علاوه، اشتباهات دستوری و نقطه گذاری در جمله‌ها، جمله بندی‌های ضعیف و اشتباهات متعدّد املایی در نوشتن متن‌ها به وفور مشاهده می‌شود.
از آن جاکه کلمه بندی نوشتاری، مهارتی است که پس از زبان و خواندن فراگرفته می‌شود و کودک نسبت به آن تسلّط می‌یابد، کودکان مبتلا به این اختلال پس از ورود به دبستان به سرعت مشکلاتی را در هجّی کردن کلمات و کلمه بندی افکار خود طبق قواعد دستوری نشان می‌دهند. نوشتار آن‌ها حاوی تعداد زیادی اشتباه دستوری و ضعف در ساختن بندها ( پاراگراف‌ها ) است مثلاً علی رغم یادآوری‌های مکرّر، همیشه فراموش می‌کنند که در پایان جمله نقطه بگذارند. جملات شفاهی وکتبی کودکان مبتلا با بالاتر رفتن سن ابتدایی‌تر شده و در آن‌ها کلمه‌های انتخابی، اشتباه و نامناسب و پاراگراف‌های آشفته و فاقد توالی و تداوم مناسب وجود دارد و کاهش شدیدی در توانایی هجّی کردن درست کلمات پدید می‌آید.
کودکان مبتلا به این اختلال در دراز مدّت به طور مستمر احساس بی‌کفایتی، حقارت، جدایی و بیگانگی پیدا می‌کنند. نسبت به رفتن مدرسه و انجام تکالیف کتبی بی‌میل می‌شوند و علاوه بر عملکرد تحصیلی ضعیف، در سایر مهارت‌های تحصیلی نیز نسبت به مدرسه بی‌علاقه شده و مشکلاتی نظیر فرار از مدرسه و اختلال سلوک را نشان می‌دهند.

مشکلات تحصیلی متداول در بین دانش آموزان (بخش دوم)

این گروه از دانش آموزان به علّت احساس بی‌کفایتی و شکست در تحصیل دچار خشم، ناامیدی و ا فسردگی مزمن می‌شوند و در بزرگ سالی مشاغلی را انتخاب می‌کنند که به حدّاقل مهارت‌های مربوط به نگارش نیاز داشته باشد مانند کاسبی و کارهای کوچک دیگر.
این اختلال در حدود 7 تا 10 سالگی با عملکرد ضعیف و مستمر در نگارش متن‌های نوشتاری مشخص می‌شود که ناشی از نارسایی‌های حسی یا عصبی نیست و با ظرفیت هوشی و آموزشی فرد نیز نامتناسب است.

وجود یک اختلال عمده همانند اختلال فراگیر مربوط به رشد یا عقب ماندگی ذهنی تشخیص این اختلال را منتفی می‌سازد. همچنین باید اختلال‌هایی نظیر اختلال‌های ارتباطی، اختلال خواندن و نارسایی شنوایی و بینایی را از این اختلال تمیز داد.

چگونه می‌توانیم کمک کنیم؟

بسیاری از کودکانی که مبتلا به اختلال یادگیری هستند، مشکلات اساسی در خواندن دارند بنابراین نه تنها در روخوانی یک درس بلکه در روخوانی و درک و فهم سایر دروس مانند علوم، ریاضی و غیره نیز با مشکلاتی مواجه می‌شوند. در بسیاری از موارد مفهوم سؤال را در آزمون‌های دروس مختلف به درستی درک نمی کنند و با نوشتن پاسخ‌های نامربوط و ناکافی، بخش مهمّی از نمرات را از دست می‌دهند. در صورتی که این روند ادامه یابد و مشکلات تحصیلی دانش آموزان به موقع تشخیص داده نشود، زمینه برای افت تحصیلی، مردودی و ترک تحصیل بسیاری از آن‌ها فراهم می‌شود. افت در عملکرد تحصیلی نه تنها اتلاف عمر و استعدادهای دانش آموزان را به دنبال دارد بلکه خسارت‌ها و هزینه‌های هنگفتی را بر خانواده‌ها واقتصاد ملّی وارد می‌سازد.


کودکانی که از مشکلات تحصیلی رنج می‌برند در اغلب موارد مورد سرزنش و تحقیر والدین و مربیّان قرار می‌گیرند و بر چسب کودن، تنبل و عقب مانده‌ی ‌ذهنی بر آن‌ها زده می‌شود. احساس کند ذهن بودن و بی‌لیاقتی اعتماد به نفسشان را پایین می‌آورد و آن‌ها را در معرض آسیب‌های روانی دیگر از جمله اضطراب، افسردگی وگوشه گیری قرار می‌دهد.

مشکلات تحصیلی متداول در بین دانش آموزان (بخش دوم)
بسیاری از این کودکان مهارت‌های اجتماعی لازم را برای برقراری رابطه و تعامل با دیگران ندارند به عنوان مثال نحوه‌ی ‌برخورد با دیگران، سلام کردن، دوست یابی یا ورود به بازی دیگران را نمی دانند. در نتیجه از سوی همسالان طرد می‌شوند. احساس شکست و ناکامی‌های مکرّر احتمال بروز رفتارهای پرخاشگرانه و ضدّ اجتماعی ( مانند دروغ گویی، فرار از خانه و مدرسه، پرسه زدن در خیابان‌ها، مصرف موادّ مخدّر و تخریب اموال عمومی ) را در آن‌ها افزایش می‌دهد. متأسّفانه پیامدهای منفی اینگونه مشکلات در بهداشت روانی معلّمان، نظم و آرامش در کلاس درس و سلامت روانی و رفتاری سایر دانش آموزان تأثیر گذار است.


به علاوه، والدینی که کودکانشان دچار مشکلات تحصیلی هستند، در اغلب موارد احساس گناه می‌کنند و خود را مقصّر می‌پندارند. این تنش‌ها و فشارهای ناخواسته به مرور زمان بهداشت روانی والدین و کارآمدی آنان را در خانواده تحت تأثیر قرار می‌دهد. توجّه به نکات زیر در کمک به این کودکان حایز اهمّیّت است:

  1. تمامی مطالعات نشان می‌دهد مشکلات تحصیلی قابل درمان هستند و حتّی ممکن است بسیاری از کودکان و نوجوانان مبتلا به این اختلال، در زمینه‌های متعدّد به پیشرفت‌های چشم گیری دست یابند. مطالعه‌ی ‌تاریخ‌چه و زندگی نامه بسیاری از نوابغ، مخترعان و هنرمندان گواه بر این حقیقت است. البتّه باید بدانیم بهترین زمان برای رسیدگی به مشکلات تحصیلی بین 5 تا 6 سالگی است. اگر والدین و معلّمان به این مسأله توجّه کنند و مسؤولان آموزش و پرورش این امر را در برنامه‌ی ‌آموزشی رسمی مدارس قرار دهند، بسیاری از مشکلات تحصیلی کودکان را می‌توان با صرف بودجه و وقت کم کنترل و رفع نمود. بسیارند کودکان و نوجوانانی که در طول دوران تحصیل خود از یک مشکل یادگیری رنج برده‌اند و از درس و مدرسه متنفّر شده‌اند.
  2. برای تشخیص مشکلات تحصیلی آزمون‌های متعدّدی وجود دارد که باید توسّط متخصّصان باتجربه در زمینه‌ی ‌اختلالات یادگیری اجرا شود. ابتدا با اجرای آزمون‌های هوشی از طبیعی بودن هوش کودک اطمینان حاصل می‌کنند پس از آن با کمک پرسش نامه‌های تشخیصی متعدّد توانایی‌های کودک را در مهارت‌های خواندن، نوشتن، املای لغات، ریاضیّات و استدلال کردن می‌سنجند. سپس با ارزیابی نتایج پرسش نامه‌ها، نقاط ضعف و ناتوانی‌های کودک را در به کار گرفتن قوای بینایی و شنوایی تشخیص داده و بر اساس آن برنامه‌ی ‌آموزشی ویژه‌ای را برای کودک طرّاحی می‌نمایند. در این برنامه‌ی ‌آموزشی فعّالیّت‌هایی پیش بینی می‌شود که به هماهنگی و تقویت عملکرد قوای یادگیری کمک کند. مطمئناً درمان این مشکلات مستلزم دانش، مهارت و هنر درمانگر است امّا معلّمان نیز می‌توانند با مشاهده‌ی ‌دقیق رفتارها و معرّفی دانش آموزان مشکل‌دار به مدیران، گام مؤثّری را در جهت بهبود وضعیّت آنان بردارند.
  3. تشکیل جلسات آموزش خانواده فرصت مناسبی است تا والدین با نشانه‌های مشکلات تحصیلی و شیوه‌های برخورد با کودکان مبتلا، آشنا شوند و بدانند در صورت وجود چنین مشکلاتی در فرزندشان، می‌توانند به جای توهین و تحقیر و سرزنش کودک و یا مقصّر دانستن دیگران، از متخصّصین درمانگر کمک بگیرند و با صبر و حوصله و همراهی با درمانگر به روند درمان سرعت بخشند.مشکلات تحصیلی متداول در بین دانش آموزان (بخش دوم)
  4. معلّمان بسیاری در دوران خدمت خود با مشکلات تحصیلی در کودکان روبه رو می‌شوند و همواره از خود می‌پرسند چه باید کرد؟ واقعیّت این است که درمان این مشکلات به آموزش‌های خاص نیاز دارد. تشکیل کارگاه‌های آموزشی و یا گذراندن دوره‌های آموزش ضمن خدمت در این زمینه بسیار سودمند است. امّا با توجّه به برخی محدودیت‌ها پیشنهاد می‌شود در جلسات شورای معلّمان که معمولاً به صورت ماهانه و در طول سال تحصیلی برگزار می‌شود، از متخصّصان این حوزه دعوت به عمل آید تا اطلّاعات لازم در زمینه‌ی ‌آشنایی با انواع مشکلات تحصیلی و نقش معلّمان در کاهش آن‌ها ارایه شود.
  5. برخوردهای ناخوشایند، توهین، تحقیر و سرزنش دانش آموزان مشکل‌دار توسّط معلّمان دشواری‌های زیادی را در مسیر یادگیری آن‌ها ایجاد می‌کند. به طوری که ممکن است از درس و مدرسه متنفّر شوند و از لحاظ تحصیلی آن قدر عقب بمانند که جبران آن تقریباً غیرممکن باشد. به علاوه اعتماد به نفس از دست رفته این کودکان به سختی و به کندی بهبود می‌یابد.
  6. مراکز مشاوره و خدمات روان شناسی کمک‌های مؤثری را در شناسایی و درمان مشکلات تحصیلی ارایه می‌کنند. ارجاع به موقع دانش آموزان وتشویق والدینشان برای حضور در جلسات مشاوره، امری ضروری است. انتظار می‌رود مدیران مدارس نسبت به انجام این مهم حسّاسیّت لازم را نشان دهند.

www. rasekhoon.net

media-object

فائزه عبدی

قسمت «چگونه می توانیم کمک کنیم » خیلی مفید بود